مقدمه
اين قانوناساسى بهعنوان معرف وطن ترك ، هویت ابدى ملت و تماميت جدايىناپذير دولت رفيعالشأن ترك ، در راستاى انقلاب و فهم ملىگرايى بنيانگذار جمهورى ، رهبر فنا ناپذير و قهرمان بىهمتا آتا ترك ؛
بهعنوان عضو ارجمند و دارای حق برابر با خانواده ملتهاى دنيا ، در جهت عزم و اراده جمهورى تركيه براى رسيدن به هویت ابدى ، رفاه ، سعادت معنوى و مادى و سطح مدنيت معاصر ؛
حاكميت مطلق اراده ملت ، تعلق بىقيد و شرط حاكميت به ملت ترك و عدم صلاحيت هيچ شخص و يا سازمان در اعمال حاكميت به نام ملت ، دمكراسىآزاديخواهانه مصرح در اين قانوناساسى و عدم خروج از نظام حقوقى معین شده با توجه به مقتضيات آن ؛
تفكيك قوا كه به مفهوم ترتيب برترى ميان نهادهاي دولتى نيامده ، عبارت از اعمال اختیارات و وظايف مشخص دولتى و وجود تقسيم كار و همكارى مدنى محدود ميان آنها و برتر بودن يكى بر ديگرى فقط مطابق قانوناساسى و قوانين ؛
عدم حمايت از هيچ فعالیتی در مقابل منافع ملى ترك ، هویت ترك ، اساس عدم جدايى دولت و كشور ، ارزشهاى تاريخى و معنوى ملت ترك ، ملىگرايى ، اصول ، انقلاب و مدنيتگرايى آتاترك و بهعنوان مبانى مقتضى لائيسم ، جدايى قطعى احساسات دين مقدس با امور دولت و سياست ؛ (اصلاحی در : 2001/10/3-4709)
برخوردارى از صلاحيت و حق ادامه زندگى توأم با حیثیت و رشد معنوى و مادى هر شهروند ترك از زمان تولد در چارچوب فرهنگ ملى ، مدنيت و نظم حقوقى با بهرهمندى از حقوق اساسى و آزاديهاى مطابق مقتضيات برابرى و عدالت اجتماعى ؛
مشاركت همه اتباع ترك در غرور ملى و افتخارات ، شاديها و آلام ملى ، حقوق و وظايف در قبال امكانات ملى ، نعمتها و سختيها و در هرگونه تجليات حيات ملت و داشتن حق برخوردارى از يك زندگى آرا م توأم با احترام كامل به حقوق و آزاديهاى يكديگر ، احساسات برادرى و علاقه درونى متقابل و با اعتقاد به اينكه صلح دركشور ، صلح در جهان است ؛
همگرایی همراه با اندیشه ، عقیده و تصميم و تفسير متن و روح آن و نيز اجراى آن با احترام و صداقت مطلق ، از طرف ملت ترك ، به فرزندان ترك شیفته دمكراسى و دوستدار وطن و ملت به امانت و وديعت گذاشته مى شود .
فصل اول : اصول كلى
1 . شكل حكومت :
اصل1 . نظام حكومتى تركيه جمهورى است .
2 . ويژگيهاى جمهوري :
اصل 2 . جمهورى تركيه ، در چارچوب آرامش جامعه ، همبستگى ملى و درك عدالت ، حرمتگذار به حقوق انسان ، تابع ملىگرايی آتاترك ، متكى به مبادى اساسى ذكر شده در مقدمه ، يك دولت حقوقی با ويژگيهاى دمكراتيك ، لائيك و سوسیال است .
3 . تماميت حكومت ، زبان رسمى ، پرچم ، سرود ملى و پايتخت :
اصل 3 . حكومت تركيه يك تماميت غيرقابل تجزيه با كشور و ملت است .
زبان تركيه تركى است . پرچم آن به رنگ قرمز با هلال ماه سفيدرنگ و دارای ستاره است . سرود ملى آن "مارش استقلال" و پايتختش آنكآراست .
4 . اصول غيرقابل تغيير :
اصل 4 . موارد مصرح در اصول 1 و 2 و 3 كه درباره شكل حكومت ، ويژگيهاىجمهوري و . . . هستند غيرقابل تغييرند و نمىتوان براى اصلاح آنها لایحه داد .
5 . اهداف و وظايف اساسى حكومت :
اصل 5 . اهداف و وظايف اساسى حكومت شامل موارد زیر هستند :
حفاظت از استقلال ، تماميت ملت ، كشور ، جمهوري و دمكراسى ؛
رفاه اشخاص و جامعه ؛
تأمين آرامش ، آسايش و سعادت اجتماع ؛
رفع موانع سياسى ، اقتصادى و اجتماعى محدودكننده حقوق اساسى و آزاديها و عوامل ناسازگار با قواعد عدالت و حقوق اجتماعى حكومت ؛
اهتمام به فراهم كردن شرايط لازم براى توسعه و رشد مادى و معنوى انسان .
6 . حاكميت :
اصل 6 . حاكميت بدون قيد و شرط با ملت است . اما ملت حاكميت خود را مطابق اصول قانوناساسى از طريق نهادهاى صلاحيتدار انجام مىدهد . اعمال حاكميت بههيچ شخص ، گروه و صنفى واگذار نمىشود و هيچ شخص يا نهادى نمىتواند بدون رعايت اصول قانوناساسى دولت تشكيل دهد .
7 . صلاحيت قانونگذاری :
اصل7 . صلاحيت قانونگذاری برعهده مجلس ملت بزرگ تركيه است . اينصلاحيت غيرقابل تغيير است .
8 . صلاحيت اجرايى :
اصل 8 . صلاحيت و وظيفه اجرايىكشور برعهده رئيسجمهور و هيئتوزيران است . آنها اين صلاحيت را مطابق با قانوناساسى و قوانين عادىكشور اعمال مىكنند .
9 . صلاحيت قضايى :
اصل 9 . صلاحيت قضايى برعهده محاكم مستقل و بیطرف است كه به نام ملت ترك انجام مىدهند .
برابرى در مقابل قانون :
اصل 10 . افراد صرفنظر از زبان ، نژاد ، رنگ ، جنسيت ، انديشه سياسى ، اعتقاد فلسفى ، دين ، مذهب و . . . در مقابل قانون برابرند و هيچ فرد ، خانواده ، گروه و صنفى در قبال قانون از امتياز خاصى برخوردار نمىباشد . (اصلاحی در :23/2/2008-1/5735) نهادهای دولتی و مقامات اداری مكلفند درکلیه امور و براي بهرهمندی از هر نوع خدمت عمومی طبق قانون و با رعايت اصول برابری عمل نمایند .
( الحاقی در :7/5/2004-1/5170) زنان و مردان از حقوق برابر برخوردارند . دولت موظف است این برابری را با تصويب قانون تأمین نماید .
10 . تفوق و برترى قانوناساسى :
اصل11 . اصول قانوناساسى بر قواى مقننه ، مجريه و قضائيه ، محاكم ادارى و ديگر تشكيلات و اشخاص حاكم است . هيچ قانونى نمىتواند مغاير قانوناساسى باشد .
فصل دوم : حقوق و وظايف اساسى
بخش اول : احكام كلى
1 . ويژگيهاى حقوق و آزاديهاى اساسى
اصل 12 . هر كس ، با توجه به شخصيت خود ، دارای حقوق و آزاديهاى غيرقابل تعرض ، غيرقابل انتقال و غيرقابل اعراض است . حقوق و آزاديها ، شامل وظايف و مسئوليتهاى فرد در برابر اجتماع ، خانواده و ديگر افراد ميشود .
2 . محدوديتهاى حقوق و آزاديهاى اساسى :
اصل 13 . (اصلاح شده به موجب ماده 2 مصوبه شماره 9074 مجلس در تاريخ 1002/01/3 مجلس)
حقوق و آزاديها ، بدون اينكه به اساس آنها خلل وارد شود ، صرفا مطابق موجبات مذكور در اصول قانوناساسى و تنها طبق قانون محدود می شود . اين محدوديتها نبايد با منطوق و روح قانوناساسى ، انتظام جامعه دمكراتيك و مقتضيات و اصول اعتدال جمهورى لائيك مغايرت داشته باشند .
3 . سوءاستفاده از حقوق اساسى و آزاديها :
اصل 14 . (اصلاح شده به موجب ماده 3 مصوبه شماره 9074 مجلس در تاريخ1002/01/3)
هيچيك از حقوق و آزاديهاى مصرح در قانوناساسى ، درچارچوب فعاليتهايى با هدف اخلال در تماميت تفكيكناپذير ميان حكومت با كشور و ملت و انحلال جمهورى دمكراتيك ، لائيك و مبتنى بر حقوق بشر قابل اجرا نيست .
هيچيك از احكام قانوناساسى به مثابه اجازه فعاليت براى از بين بردن حقوق و آزاديهاى شناخته شده دولت و شهروندان و يا محدود كردن قانوناساسى بيش از آنچه در آن ذکر شده ، قابل تفسير نيست .
4 . توقف اجراى حقوق و آزاديهاى اساسى :
اصل 15 . در شرايط جنگی ، بسيج عمومى ، حكومت نظامى و حالت فوقالعاده ، با رعايت تعهدات ناشى از حقوق بينالملل مىتوان اجرای حقوق و آزاديهاى اشخاص را كلا يا جزئا متوقف ساخت . اين توقف و تحديد شامل حق حيات ، هویت مادى و معنوى نمىشود . همچنين نمىتوان افراد را به ابراز دين ، وجدان ، اندیشه و عقیده مجبور كرد يا بهخاطر عدم ابراز ، آنها را متهم ساخت . افراد تا زمانيكه دادگاه محكوميت آنها را اعلام نكرده است ، محكوم شناخته نمىشوند .
5 . وضعيت بيگانگان :
اصل 16 . حقوق اساسى و آزاديهاى اتباع بيگانه ، باتوجه به قوانين سازگار با حقوق بينالملل معين مىشود .
بخش دوم : حقوق و تكاليف اشخاص
1 . مصونيت شخص ، هویت مادى و معنوى او :
اصل 17 . (اصلاحی در :7 .5 .2004-3/5170) موارد : دفاع مابتدا ، اجرای احکام مربوط به دستگیری و بازداشت ، ممانعت از فرار یک فرد دستگیر یا بازداشت شده ، سرکوب شورش و عصیان ، وقوع قتل ناشی از اجرای امر آمر قانونی در زمان حکومت نظامی و شرایط فوقالعاده مستثنا از حکم بند یک ماده فوق هستند .
2 . ممنوعيت فعاليت اجبارى :
اصل 18 . كار اجبارى و بيگارى ممنوع است . اما مطابق شرايط مقرر در قانون ، فعاليت محكومان و بازداشتشدگان در دوران محكوميت و بازداشت و خدمات خواسته شده از شهروندان در شرايط فوقالعاده و خدمت نظام وظيفه ، در حكم كار اجبارى محسوب نمىشوند .
3 . آزادى و امنيت افراد :
اصل 19 . (اصلاح شده به موجب ماده 4 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001 مجلس) هر انسانى دارای آزادى فردى و امنيت است .
اجراى احكام دادگاهها و قرارهاى محدودكننده آزادى افراد و نگهدارى كودكان در كانونهاى اصلاح و تربيت ، اتخاذ تدابير درباره مداوا ، آموزش و اصلاح مجانين ، قاچاقچيان ، بيمآرا ن عفونى مسرى عمومى و دستگيرى و بازداشت افرادى كه بدون رعايت موازين قانونى مىخواهند وارد كشور شوند يا وارد مىشوند يا اخراج و يا استرداد آنان مورد حكم واقع شده ، مشمول حكم فوق نمىباشند . افراد دستگيرشده بايد حداكثر ظرف 48 ساعت و درباره جرايم ارتكابى جمعى حداكثر تا 4 روز بهنزديكترين محكمه معرفى شوند . متهمان حق دارند از دادگاه بخواهند كه ظرف مدت معقول محاكمه و بازپرسى شوند يا در جريان رسيدگى آزاد باشند . مدتهاى مذكور در زمانهاى حالت فوقالعاده ، حكومت نظامى و جنگ قابل تمديدند .
دلايل دستگيرى يا بازداشت بايد فوراً به صورت مکتوب و در صورت عدم امكان بهصورت شفاهى اعلام شود . درباره اتهامات جمعى ، دلايل مذكور حداكثر تا حضورآنان در دادگاه اعلام مىشود .
در صورت نبود مانعى ، بايد فوراً از وضعيت افراد دستگيرشده يا بازداشتى و مسئله محاكمه و بازپرسى آنان به نزديكانشان اطلاع داد . آزادى افراد بازداشت شده به قيد ضمانت ممكن است . بازداشت شدگان حق دارند درباره بازپرسى و محاكمه شاندر زمان معقول و يا آزادى فوريشان در صورت مغايرت بازداشت آنان با قانون به مراجعصلاحيتدار مراجعه نمايند .
افرادى كه خارج از شرايط فوق به انجام امرى مجبور شده و متضرر شوند ، خسارت آنان از طرف دولت جبران مىشود .
4 . امور خصوصى افراد :
الف . مخفى بودن زندگى خصوصى :
اصل 20 . (اصلاح شده به موجب ماده 5 مصوبه شماره 9074 مورخ 1002 مجلس) همه افراد از حق حیات خصوصى و خانوادگى برخوردارند . تعرض به امور شخصى و خانوادگى افراد جایز نيست . بدون حكم قاضى به دليل يا دلايل امنيت ملى ، نظم عمومى ، جلوگيرى از ارتكاب جرم ، حمايت از بهداشت و اخلاق عمومى و يا حمايت از حقوق و آزاديهاى ديگران ، نيز بدون دستور مرجع صلاحيتدار قانونى ، به دليل يا دلايل مذكور ، در حالاتى كه تأخيرشان مشكل مىآفريند ؛ نمىتوان بدن ، اوراق شخصى و اشيا افراد را بازرسى يا آنها را مصادره كرد .
تصميم مرجع صالح ظرف 42 ساعت براى تأييد قاضى مربوط تقديم مىشود . قاضى ، ظرف 84 ساعت از تاريخ مصادره نظر خود را اعلام مىكند . در غير اين صورت ، مصادره خودبهخود لغو مىشود .
ب . مصونيت اقامتگاه :
اصل 21 . (اصلاح شده به موجب ماده 6 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) اقامتگاه افراد از تعرض مصون است . بدون حكم قاضى به دليل يا دلايل امنيت ملى ، نظم عمومى ، جلوگيرى از ارتكاب جرم ، حمايت از سلامت و اخلاق عمومى يا حمايت از حقوق و آزاديهاى ديگران ، نيز ، بدون دستور مرجع صلاحيتدار قانونى ، به دليل يا دلايل مذكور ، در حالاتىكه تأخيرشان مشكل مىآفريند نمىتوان وارد منزل كسى شد ، آنرا بازرسى كرد و اشيا مذكور در آن را مصادره كرد . تصميم مرجع صلاحيتدار ظرف24 ساعت براى تأييد قاضى مربوط تقديم مىشود . قاضى ظرف 48 ساعت از تاريخ مصادره نظر خود را اعلام مىكند . در غير اين صورت ، قرار مصادره خود به خود لغو مىشود .
ج . آزادى مخابره و مكاتبه :
اصل 22 . (اصلاح شده به موجب ماده 7 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) همه اشخاص از حق مخابره برخوردارند . محرمانه بودن مخابره اساسی است . بدون حكم قاضى به دليل يا دلايل امنيت ملى ، نظم عمومى ، جلوگيرى از ارتكاب جرم ، حمايت از سلامت و اخلاق عمومى يا حمايت از حقوق و آزاديهاى ديگران ، نيز ، بدوندستور مرجع صلاحيتدار قانونى ، به دليل يا دلايل مذكور ، در حالاتى كه تأخيرشان مشكل مىآفريند ، نمىتوان مخابره را منع يا به محرمانه بودن آن تعرض كرد . تصميم مرجع صلاحيتدار ظرف 24 ساعت براى تأييد قاضى مربوط تقديم مىشود . قاضى ظرف 48 ساعت نظر خود را اعلام مىكند . در غير اين صورت ، تصميم مرجع مذكور خودبهخود لغو مىشود .
5 . اقامت و سياحت آزادانه :
اصل 23 . (اصلاح شده به موجب ماده 8 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) همه افراد از آزادى اقامت و گردش برخوردارند . آزادى اقامت با اهدافىچون : جلوگيرى از ارتكاب جرم ، تأمين رشد اجتماعى و اقتصادى ، متحقق ساختن زندگى شهرى توأم با نظم و بهداشت ، حفظ اموال عمومى و آزادى گردش با هدف بازپرسى و محاكمه و جلوگيرى از ارتكاب جرم مطابق قانون محدود مىشود . آزادى خروج از كشور شهروندان ترکیه بهدليل انجامخدمت وظيفه و يا بازپرسى و محاكمه محدود می شود . اخراج شهروندان ترکیه ممكن نيست و نمىتوان آنان را از ورود به كشور محروم كرد .
1 . آزادى دين و وجدان :
اصل 24 . هركس حق برخوردارى از آزادى ايمان ، وجدان و عقيده را دارد . مراسم دينى به شرط عدم مغايرت با احكام اصل 14 ق .ا .ت آزاد است .
هيچكس را نمىتوان به شركت در مراسم دينى يا ابراز باور دينى و عقايدش مجبور كرد . هيچكس به خاطر باورهاى دينى و اعتقاداتش مورد سرزنش يا اتهام قرار نمىگيرد .
فعاليتهاى آموزشى و تربيتى مربوط به اخلاق و دين تحت نظر دولت انجام مىگيرد . تعليمات دينى و اخلاقى اجبارى صرفاً در مقاطع ابتدايى و متوسطه داده مىشود . آموزشهاى دينى خارج از آن به خواست شخصى افراد و درباره كودكان به خواست نمايندگان قانونى آنان بستگى دارد .
هيچكس نمىتواند نظام اساسى حكومت را در امور سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى ولو به شکل جزئی به قواعد و مقررات دينى مبتنى سازد يا با هدف نفع سياسى يا فردى و يا نفوذ ، دين يا احساسات دينى و يا چيزهايى كه از نظر دين مقدس هستند استثمار نمايد يا بهصورت بد مورد بهرهبردارى قرار دهد . (اصل 24 ق .ا .ت)
2 . آزادى فكر و اعتقاد :
اصل 25 . هركس در داشتن انديشه و اعتقاد آزاد است . هيچكس را به هر دليل يا هدفباشد نمىتوان مجبور به ابراز فكر و عقيده كرد . هيچكس به خاطر داشتن عقيده وانديشه مورد سرزنش قرار نمىگيرد .
8 .آزادى بيان و نشر انديشه :
اصل 26 . (اصلاح شده به موجب ماده 9 مصوبه شماره 9074 مورخ 1002/01/3مجلس) هر كس آزاد است عقيده و فكر خود را به صورت شفاهى ، كتبى يا نقاشى و يا از طرق ديگر به تنهايى يا جمعى بيان يا منتشر كند . اين آزادى شامل تبادل خبر و فكر آزاد و بدون مداخله مقامات رسمى خواهد بود . حكم اين اصل مانع از اخذ اجازه راديو ، تلويزيون ، سينما و نظاير آنها براى انتشارات خود از مقامات نخواهد بود .
اعمال اين آزاديها با اهداف : حفظ امنيت ملى ، نظم عمومى ، امنيت عمومى ، ويژگيهاى اساسى جمهورى و تماميت جدايىناپذير دولت با كشور و ملت ، پيشگيرى از جرايم ، مجازات مجرمان ، عدم افشاى اسرار دولتى ، حفظ اسرار مربوط به شهرت ، حقوق شخصى ، زندگى خانوادگى و مشاغل پيشبينى شده در قانون محدود می شود .
شكل ، شرط و نحوه اجراى آزادى بيان و انتشار انديشه به موجب قانون معين مىشود .
9 .آزادى آموزش و يادگيرى علم و هنر :
اصل 27 . هر كس حق دارد علم يا هنرى را آزادانه فراگيرد يا به ديگرى ياد دهد يا ابراز و انتشار نمايد و در اين موارد هرگونه تحقيق را انجام دهد .
حق انتشار بايد منطبق با اصول 31 ق .ا .ت باشد . حكم اين اصل مغاير با مقررات مربوط به ورود و توزيع انتشارات خارجى در كشور نمىباشد .
10 . احكام مربوط به مطبوعات و انتشارات :
الف . آزادى مطبوعات :
اصل 28 . (اصلاح شده به موجب ماده 10 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) مطبوعات آزادند و سانسور آنها ممكن نيست . تأسيس مؤسسه انتشارات ى منوط به اخذ اجازه و ضمانت مالى نمىباشد .
ب . حق انتشار نشريات ادوارى و غير ادوارى :
اصل 29 . انتشار نشريات ادوارى يا غير ادوارى مشروط به اخذ اجازه قبلى و ضمانت مالى نمىباشد . براى توليد نشريه ادوارى ، دادن اطلاع و موارد مذكور در قانون به مراجع ذيصلاح قانونى كفايت مىكند . چنانچه دادهها و مدارك داده شده مغاير با قانون باشد ، مراجع مذكور برای توقف انتشار آن به دادگاه صالحه مراجعه می کنند . مقررات مربوط به انتشار نشريات ادوارى (شرايط انتشار و شغل خبرنگارى) طبق قانون عادى مشخص ميشود .
قانون براى نشر آزادانه خبر ، فكر و عقيده ؛ شرايط فنى ، مالى ، سياسى و اقتصادى اجبارى و جلوگيرىكننده (از انتشار) وضع نمىكند .
نشريات ادوارى از امكانات دولت ، شخصيت حقوقى عمومى و مؤسسات تابعه به آنها به طور مساوى بهرهمند مىشوند .
ج . حمايت از وسايل مراكز مطبوعاتى :
اصل 30 . (اصلاحی در :7/5/2004-4-5170) مراکز نشر ، متعلقات و وسایل نقلیه آنها که مطابق قانون برای انجام نشر تاسیس شده باشند ، به استناد آلت جرم بودن ضبط و مصادره نمی شوند . در ادامه از انجام فعالیت آنها جلوگیری نمیشود .
د . حق بهرهمندى شخصيتهاى حقوقى عمومى از رسانههاى خبررسانى همگانى در كنار نشريات ويژه خود :
اصل 31 . (اصلاح شده به موجب ماده 11 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) اشخاص و احزاب سياسى ، بجز نشريات شخصيتهاى حقوقى عمومى ، حق استفاده از نشریات و رسانههاى همگانى را دارند . شرايط و مقررات استفاده از رسانههاى مذكور طبق قانون معين خواهد شد .
جز به دلیل حفظ قانون ، امنيت ملى ، نظم عمومى ، اخلاق و سلامت عمومى ، نمىتوان شرایط محدود کننده دیگری را برای جلوگيرى از دسترسی مردم به اينگونه رسانهها ، افكار و انديشهها و تضارب آزادانه آراء عمومى وضع كرد .
ى . حق تصحيح و پاسخگويى
اصل 23 . مطبوعات در موارد زیر از حق تصحيح (مطلب چاپ شده) و پاسخگويى برخوردارند :
1 . چنانچه به حيثيت و آبروى شخصى تعرض كرده باشند .
2 . چنانچه مطالبى را مغاير با واقعيت مربوط به خودشان منتشر كرده باشند .
شیوه تصحيح و پاسخگويى طبق قانون عادى مشخص خواهد شد .
چنانچه نشريهاى نسبت به تصحيح و پاسخگويى اقدام نكند ، دادگاه ظرف 7 روز از تاريخ مراجعه افراد ذينفع درباره انتشار يا عدم انتشار نشريه مذكور تصميم مقتضىخواهد گرفت .
11 . حق اجتماع و آزاديها :
الف . آزادى تأسيس انجمن :
اصل 33 . (اصلاح شده به موجب ماده 21 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) هركس حق دارد بدون نياز به اخذ اجازه از مراجع ذيصلاح ، اقدام به تأسيس انجمن كند يا در انجمنهاى مذكور عضو شود يا از عضويت آنها خارج شود .
هيچكس براى عضويت در انجمنى و يا باقى ماندن در عضويت آن اجبار نمىشود .
آزادى تأسيس انجمن به دلايل امنيت ملى ، نظم عمومى ، پيشگيرى از ارتكاب جرم و حمايت از سلامت و اخلاق عمومى و آزاديهاى ديگران ، مطابق قانون ، محدود می شود . چگونگى و شرايط تأسيس آزادانه انجمنها طبق قانون معين خواهد شد .
انجمنها در موارد مصرح قانونی با حكم دادگاه تعطيل مىشوند . مراجع ذيصلاح نيز مىتوانند در موارد مقتضى : امنيت ملى ، نظم عمومى ، جلوگيرى از ادامه جرم و حمايت از سلامت و اخلاق عمومى و آزاديهاى ديگران ، نسبت به توقف فعاليتهاى انجمنها اقدام كنند مشروط بر اينكه ظرف 24 ساعت دادگاه را از اقدام خود مطلع سازند و دادگاه نيز ظرف 84 ساعت نظر خود را در اين خصوص اعلام مىكند . در غير اين صورت تصميم مراجع مذكور از درجه اعتبار ساقط خواهد شد . احكام اين اصل درباره بنيادها نيز جارى است .
ب .حق برگزارى اجتماع و راهپيمايى :
اصل 34 . (اصلاح شده به موجب ماده 13 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هركس حق دارد بدون نياز به اخذ اجازه از مقامات دولتى ، اجتماعى را ترتيب دهد يا راهپيمايى برگزار نمايد مشروط بر اينكه اينگونه اجتماعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح و صلحآميز باشد .
حق اجتماع و راهپيمايى ، مطابق قانون با هدف حفظ امنيت ملى ، نظم عمومى ، جلوگيرى از ارتكاب جرم ، حمايت از سلامت و اخلاق عمومى و يا حقوق و آزاديهاىديگران محدود می شود .
شرايط و چگونگى اجراى حق برگزارى اجتماعات و راهپيماييها را قانون معين مىكند .
12 . حق مالكيت :
اصل 35 . هر كس دارای حق مالكيت و ارث مىباشد . اين حقوق با هدف منافع عمومى محدود مىشوند . اعمال حق مالكيت نمىتواند مغاير با منافع جامعه باشد .
31 احكام مربوط به صيانت از حقوق :
الف . حق ادعا و دفاع :
اصل 36 . (اصلاح شده به موجب ماده 14 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) همه افراد با توسل به راههاى مشروع کار ، در مقابل مراجع قضايى از حق دادرسى عادلانه ، بهعنوان مدعى يا مدعىعليه و به صورت ادعا يا دفاع برخوردارند . هيچ محكمهاى نمىتواند از رسيدگى به دعاوى كه در صلاحيت آن باشد امتناع كند .
ب . اعتبار حكم دادگاه :
اصل 37 . هيچكس را نمىتوان به غير از محكمهاى كه قانوناً درصلاحیت آن بوده ، در مرجعديگرى نيز محاكمه كرد .
ج . مبانى اتهامات و كيفرها :
اصل 38 . (اصلاح شده به موجب ماده 14 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هيچكس را نمىتوان مجازات كرد مگر اينكه عمل وى به موجب قانون معتبر مجرمانه تلقى گردد . مجازات افراد نبايد بيشتر از ميزان مقرر در قانون باشد . حكم فوق درباره نتايج محكوميتهاى جزائى مشمول مرور زمان نيز ساری است .
تعزیرات و اقدمات تأمينى جايگزين شده به جاى مجازات فقط به موجب قانون وضع مىشود . اشخاص تا زمان عدم ثبوت اتهامشان ، مجرم شناخته نمىشوند .
هيچكس را نمىتوان مجبور كرد كه اظهارتى را كه از نظر قانون مجرمانه است يا دليل بر جرم بودن مىباشد عليه خود يا اقربايش بيان كند .
ادله به دست آمده كه مغاير با قانون باشد ، دليل محسوب نمىشوند . مسئوليت جزائى شخصى است . هيچكس صرفاً به خاطر عدم ايفاى تعهد ناشى از قرارداد از آزادى محروم نمىشود . (ملغی در :7/5/2004-5/4709)
(اصلاحی در :7/5/2004-5/5170) مجازات اعدام و مصادره عمومی داده نمیشود .
حکومت ، براى محدود ساختن آزادى فردی نيروى اجرايى به كار نمى گیرد . قانون مىتواند ، نسبت به حكم مذكور درباره انتظامات داخلى نيروى مسلح مستثنياتى را وضع كند .
(اصلاحی در :7/5/2004-5/5170) اتباع ترکیه به سبب ارتکاب جرم بجز در قبال تعهدات الزامی دیوان کیفری بینالمللی به کشور بیگانه تسلیم نمیشوند .
14 . حق اثبات :
اصل 39 . چنانچه كسى در برابر مأموران دولتى كه در مقام ایفای وظيفه میباشند ايستادگى کند و مأمور به اعتبار اين اقدام ، عليه وى در محكمه دعوى حقارت (توهين) اقامه نمايد ، متهم حق دارد از وى بخواهد كه اسناد مثبته خود را ارائه نمايد .
15 . حمايت از آزاديها و حقوق اساسى :
اصل 40 . هركس براى احقاق حقوق و آزاديهاى خويش (مصرح در قانوناساسى) حق دارد قبل از مرور زمان قانونى به مقام صلاحيتدار مراجعه نمايد .
زیان وارد شده به افراد توسط مأموران دولت ، از سوى دولت جبران مىشود .
حق دولت برای رجوع به مأمور وارد کننده خسارت محفوظ است .
بخش سوم : حقوق و وظايف اجتماعى و اقتصادى
1 . حمايت از خانواده :
اصل 41 . (اصلاح شده به موجب ماده 17 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) خانواده بنيان جامعه ترك و مبتنى بر برابرى ميان زوجين است . دولت براى آسایش و رفاه خانواده بهويژه مادران و كودكان و اجراى برنامههاى آموزشى تدابير لازم را اتخاذ مىكند و در اين خصوص تشكيلاتى را ايجاد مىكند .
2 . تحصيل :
اصل 42 . هيچكس را نبايد از آموزش و پرورش محروم كرد . تعليم و تربيت در راستاى انقلاب و اصول آتاترك و منطبق با علم و تربیت عصری تحت نظر دولت انجام مىگيرد . ايجاد مدارس مغاير با اصول فوق ممكن نيست .
آزادى تعليم ، تربيت و دين ، پايبندى به قانوناساسى را از بين نمىبرد .
آموزش ابتدايى براى همه اتباع ترك اعم از دختر و پسر اجبارى و بدون هزینه است .
ايجاد مدارس ابتدايى و متوسطه خصوصى كه همسطح با مدارس دولتى باشد طبق قانون معين مىشود .
( الحاقی در :23/2/2008-2/5735) هیچکس به هر دلیل غیرمکتوب صریح در قانون از حق تحصیل در مقاطع عالی محروم نمیشود . حدود اجرایی این حق از طریق قانون معین میشود .
دولت براى ادامه تحصيل افراد مستعد فاقد امكانات مادى ، بورس و ساير كمكهاى لازم را تدارك مىبيند . دولت براى افرادى كه به تحصيلات خصوصى نيازمندند ، تدابير لازم را در جهت منافع عمومى اتخاذ مىكند . در مؤسسات خصوصى صرفاً فعاليتهاى تربيتی ، آموزشی و تحقيقی انجام مىشود . از اين نوع فعاليتها به هر صورت كه باشد جلوگيرى بهعمل نمىآيد . در مؤسسات آموزشى به اتباع ترك زبان ، بجز زبان تركى به عنوان زبان مادرى ، زبان دیگری آموزش داده نمىشود . آموزش زبانهاى خارجى در مؤسسات آموزشى طبق قانون معين مىشود . احكام مربوط به موافقتنامههاى بينالمللى به قوت خود باقى است .
3 . منافع عمومى (دولتى)
الف . بهرهبردارى از سواحل درياها :
اصل 43 . سواحل ، تحت حكم و تصرف دولت مىباشند .
استفاده از حريم درياها ، درياچهها و رودخانهها منوط بهرعايت منافع عمومى (دولتى) است . شرايط بهرهمندى از سواحل درياها و حريمهاى آنها طبق قانون معين مىشود .
ب . مالكيت زمين :
اصل 44 . دولت براى بالا بردن بهره دهى زمينها ، جلوگيرى از فرسايش خاك و تأمين زمين براى كشاورزان فاقد زمين يا كم زمين تدابير لازم را اتخاذ مى کند . قانون ، چگونگى يكسانسازى اراضى را معين مىكند . اعطاى زمين به كشاورزان نبايد منجر بهكوچك شدن مزارع و جنگلها و كاهش محصولات و . . . گردد . زمينهاى اهدایی مجدداً تقسيم نمىشوند و جز درباره ارث به ديگران منتقل نمىشوند ، اما زمينهاى مذکور از طريق وراث كشاورزان قابل بهرهبردارى است و دولت مىتواند زمينهايى را كه برخلاف اهداف بالا کشت می شوند ، مجدداً مسترد کند .
ج . حمايت از كشاورزان و دامدارا ن :
اصل 45 . دولت از تخريب و استفاده بيش از حد از ارا ضى كشاورزى و مراتع و علفزارها جلوگيرى می کند و امكانات و ابزارهاى افزايش محصولات كشاورزى و حيوانى را فراهم و تسهيل مىسازد . همچنين براى تعيين ارزش واقعى محصولات مذكور تدابير لازم را اتخاذ مى کند .
د . عمومىسازى :
اصل 46 . (اصلاح شده به موجب ماده 18 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) دولت و شخصيتهاى حقوقى عمومى مىتوانند به اقتضاى منافع عمومى و به شرط پرداخت نقدى ما بهازا ، تمام يا بخشى از اموال غيرمنقول خصوصى را مطابق قانون ، دولتى ساخته و در آنها امكانات ادارى ايجاد كنند .
هزينه دولتىسازى و مبلغ افزايش مربوط به حكم قطعى به طور نقد پرداخت مىشود . اما نحوه پرداخت هزينه های اجراى اصلاحات كشاورزى ، طرحهاى بزرگ (وزارت) نيرو ، آبرسانى و اسكان ، ايجاد جنگلهاى جديد ، حفظ سواحل درياها و زمينهايى كه با هدف گردشگری ملی مىشوند ، مطابق قانون معين مىشود . چنانچه قانون پرداخت غيرنقدى را پيشبينى كرده باشد ، مدت آن نمىتواند بيشتر از پنج سال باشد ؛ در اين صورت ، اقساط به طور مساوى پرداخت مىشود .
ما به ازای ملیكردن زمينهاى متعلق به كشاورزان كوچك ، در هر صورت به طور نقد پرداخت مىشود .
درباره تقسيطهاى مذكور در بند دوم و مبالغ پرداخت نشده دولتىسازى ، بههر دليل ، براى مطالبات دولتى بالاترين حد بهره (سود بانكى) اعمال مىشود .
ى . دولتىسازى :
اصل 47 . بخشهاى خصوصى كه فعاليتهاى آنها دارای ويژگىهاى خدمات عمومى هستند ، در صورت اقتضاى منافع عمومى ، ملی مىشوند .
ملی سازى به شرط پرداخت مبلغ آن انجام مىگيرد . نحوه محاسبه طبق قانون معين مىشود .
4 . آزادى فعاليت و انعقاد قرارداد :
اصل 48 . هر كس آزاد است كه در زمينه مورد علاقهاش فعاليت کند و قرارداد لازمه را منعقد سازد . ايجاد مؤسسات خصوصى آزاد است . دولت درباره فعاليتهاى مؤسسات خصوصى كه متناسب با مقتضيات اقتصاد ملى و اهداف اجتماعى و متضمن امنيت و ثبات باشد ، تدابير لازم را اتخاذ مى کند .
5 . احكام مربوط به كار و فعاليت :
الف . حق كار :
اصل 49 . (اصلاح شده به موجب ماده 19 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) كار ، هم حق و هم تكليف هر شخص است . دولت موظف است براى ارتقا سطح زندگى كارگران ، توسعه اشتغال ، حمايت از افراد شاغل و بيكار ، پشتيبانى از كار و فعاليت ، ايجاد شرايط مساعد براى از بين رفتن بيكارى و برقرارى آرامش شغلى ، تدابير لازم را اتخاذ كند .
ب . شرايط كار و حق استراحت :
اصل 50 . هيچكس را نمىتوان به كارى كه متناسب با سن ، جنسيت و توان وى نباشد ، استخدام کرد . كودكان ، زنان و معلولان بدنى و ذهنى از لحاظ شرايط كار از حمايت ويژهاى برخوردارند . استراحت حق كارگران است . تعطيلات هفتگى ، اعياد و مرخصى ساليانه (توأم با حقوق) كارگران طبق قانون معين مىشود .
ج حق تأسيس سنديكا :
اصل 51 . (اصلاح شده به موجب ماده 20 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) كارگران و كارفرمايان حق دارند به منظور توسعه و حفظ منافع و حقوق اقتصادى و اجتماعى خودشان ، بدون نياز به اخذ مجوز ، سنديكاها و مؤسسات مافوق را ايجاد كنند يا آزادانه در آنها عضو شوند و يا آزادانه از آنها كنارهگيرى كنند . هيچكس را نمىتوان به عضويت در سنديكايى يا كنارهگيرى از آن مجبور كرد .
حق ايجاد سنديكا ، تنها بر پایه قانون و به دلايل امنيت ملى ، نظم عمومى ، جلوگيرى از ارتكاب جرم ، حمايت از سلامتى و اخلاق عمومى و حقوق و آزاديهاىديگران محدود می شود .
شرايط و چگونگى استفاده از حق تأسيس سنديكا به موجب قانون معين مىشود .
هيچكس نمىتواند همزمان و در يك رشته شغلى ، در بيش از يك سنديكا عضو شود .
شمول استثنا در ميزان حقوق كاركنان دولتى كه ويژگى كارگرى را ندارند ، با توجه بهكيفيت خدمتشان ، مطابق قانون معين مىشود .
آييننامهها ، دستورالعملها و فعاليتهاى سنديكاها و مؤسسات مافوق نبايد با اصول جمهوري و دمكراسى كه در قانوناساسى ذكر شده ، مغايرت داشته باشد .
6 . حق انعقاد قرارداد كار جمعى ، اعتصاب و اخراج كارگران :
الف . حق انعقاد قرارداد كار جمعى :
اصل 53 . كارگران و كارفرمايان حق دارند به منظور بهبود وضعيت اقتصادى و اجتماعى خود ، قرارداد كار جمعى منعقد نمايند . در يك كارگاه همزمان نمىتوان بيش از يك قرارداد جمعى را به انجام رساند . شرايط كارهاى دستهجمعى طبق قانون مشخص مىگردد .
ب . حق اعتصاب و اخراج كارگران :
اصل 54 . كارگران در اختلافات مربوط به كارهاى دستهجمعى حق اعتصاب دارند .
شرايط اعتصاب و اخراج كارگران طبق قانون معين مىشود .
اعتصاب و اخراج كارگران و يا بستن كارگاه (در مقابل اعتصاب) نبايد مغاير باحسننيت و در جهت تخريب منافع اجتماع و ثروت ملى باشد .
در جريان اعتصاب كارگرى ، سنديكاهاى ذيربط مسئول خسارا ت مادى وارد شده به محلهاى كار (كارگاهها و كارخانهها) كه ناشى از قصور آنان باشد ، هستند .
منع يا به تعويق انداختن اعتصاب يا اخراج و بستن كارگاه به موجب قانون معينمىشود . رسيدگى به اختلافات كارگرى به عهده دادگاههاى عالى حل اختلاف مىباشد . تصميمات دادگاههاى مذكور قطعى و در حكم قرارداد كار جمعى است . شرايط تشكيل و وظايف دادگاههاى حل اختلاف طبق قانون مشخص مىشود .
اعتصاب و اخراج با هدف سياسى و همبستگى ، اعتصاب و اخراج عمومى ، اشغال محل كار ، كند كردن روند كارها و كاستن از بازدهى محصول و مقاومتهاى ديگر جایز نيست .
اعتصابكنندگان نمىتوانند به هيچ وجه جلو كار افرادى را كه در اعتصاب شركت نمىكنند بگيرند .
7 . دستمزد عادلانه :
اصل 55 . (اصلاح شده به موجب ماده 21 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) اجرت در مقابل كار است .
دولت درمورد برقرارى دستمزد عادلانه شاغلان و بهرهمندى آنان از ساير كمكهاىاجتماعى تدابير لازم را اتخاذ مىكند .
درخصوص تعيين حداقل دستمزد ، شرايط زندگى شاغلان و وضعيت اقتصادىكشور نيز مد نظر قرار خواهد گرفت .
8 . بهداشت ، محيط و مسكن :
الف . خدمات بهداشتى و حفظ محيط زيست :
اصل 56 . هر كس حق زندگى در يك محيط سالم و متعادل را دارد . توسعه و حفظ بهداشت محيط و جلوگيرى از آلودگى آن وظيفه دولت و هموطنان است . دولت موظف به تأمين سلامت جسمانی و معنوی شهروندان و برنامهريزى درباره مؤسسات بهداشتى به منظور تحقق همكارى ، افزايش بازدهى و صرفهجويى در نيروى مادى و انسانى است .
دولت اين وظيفه را از طريق مؤسسات بهداشتى و اجتماعى دولتى و خصوصى ( همراه با كنترل آنها) به عمل مىآورد . براى همگانى شدن سلامت ، سازمان تأمين اجتماعى مطابق قانون ايجاد مىشود .
ب . حق مسكن :
اصل 57 . دولت در چارچوب برنامهريزى ضمن حفظ ويژگيها و شرايط محيطى شهرها در زمینه برطرف کردن مشكل مسكن تدابير لازم را اتخاذ و از سرمايهگذارى در زمينه ساخت مجتمعهاى مسكونى حمايت مىكند .
9 . جوانان و ورزش :
الف . حمايت از جوانان :
اصل 58 . دولت برای فراهم كردن زمينههاي رشد و كمال جوانان به امانت سپرده از دوران استقلال و جمهوري ، در چراغ علم و معرفت مفید ، در راستاى انقلاب و موازين آتاترك و مقابله با انديشههايى که ناظر بر ازبین بردن تماميت ارضى است ، تدابير مقتضى را اتخاذ مىكند .
دولت به منظور حفظ جوانان از جهالتها و عادتهاى بد از قبيل قمار ، رفتار مجرمانه ، اعتياد به مواد مخدر و درماندگى ناشى از مصرف الكل تدابير لازم را اتخاذ مىكند .
ب . توسعه ورزش :
اصل 59 . دولت براى رشد سلامت رواني و جسماني همه آحاد ملت تدابير لازم را اتخاذ و گسترش ورزش در ميان گروهها را تشويق می کند . دولت از ورزشكارا ن موفق حمايت مىكند .
10 . حقوق مربوط به امنيت اجتماعى :
الف . حق امنيت اجتماعى :
اصل 60 . هر كس حق برخوردارى از امنيت اجتماعى را دآراست .
دولت براىتأمين اين امنيت تدابير مقتضى را اتخاذ و تشكيلاتى را ايجاد مىكند .
ب . حمايت ويژه از افراد نيازمند با توجه به امنيت اجتماعى :
اصل 61 . دولت از همسران و فرزندان شهيدان ، معلولان و مبارزان جنگ و نظام وظيفه حمايت مىكند و براى آنان شرايط زندگى مناسب با شأنشان را فراهم می کند .
دولت براى حمايت از افراد زمينگير و متناسب شدن زندگى آنها با شرايط اجتماع تدابير لازم را اتخاذ مى کند .
افراد سالخورده از سوى دولت حمايت مىشوند . كمكها ، مساعدتها و تسهيلات دولت نسبت به سالمندان طبق قانون معين مىشود .
دولت براى برخوردارى كودكان نيازمند از امكانات جامعه همهگونه تدابير را اتخاذ مىكند و براى تأمين هدف فوق ، تشكيلات لازم را (خود يا توسط ديگران) ايجاد می کند .
ج . كارگران ترك در كشورهاى بيگانه :
اصل 62 . دولت به منظور تأمين امنيت اجتماعى و نيازهاى فرهنگى ، آموزش كودكان و همبستگى خانوادههاى هموطنان ترك (مقيم كشورهاى بيگانه) و حفظ ارتباط آنان با وطن اصلى (تركيه) و مساعدت به مراجعتشان به ميهن تدابير لازم را اتخاذ مى کند .
11 . حفاظت از ميراثهاى تاريخى ، فرهنگى و طبيعى :
اصل 63 . دولت حفاظت از ميراثها و ارزشهاى تاريخى ، فرهنگى و طبيعى (كشور) را تضمین می کند و با اين هدف ، تدابير حمايتى و تشويقى لازم را اتخاذ مى کند . شرايط و محدوديتهاى تملك اموال و ارزشهاى فوق توسط اشخاص حقيقى و حمايتها و كمكها و معافيتهاى دولت نسبت به صاحبان حق طبق قانون معين مىشود .
12 . حمايت از هنر و هنرمند :
اصل 64 . دولت از فعاليتهاى هنرى و هنرمندان حمايت مىكند . درخصوص حمايت ، ارزشگذارى و پشتيبانى از هنر و هنرمند و گسترش هنر دولتى تدبيرهاى لازم را اتخاذ مى کند .
13 . حدود حقوق اجتماعى و اقتصادى :
اصل 65 . (اصلاح شده به موجب ماده 22 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) دولت در زمينههاى اجتماعى و اقتصادى ، وظايف خود را كه در قانوناساسى مقرر است ، با در نظر گرفتن اولويتهاى متناسب با اهداف وظايف مذكور ، در حدود كفاف منابع مالى خود بجا مىآورد .
بخش چهارم : حقوق و تكاليف سياسى
1 . تابعيت ترك :
اصل 66 . (اصلاح شده به موجب ماده 23 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هر كس كه از راه تابعيت به كشور وابسته باشد ، تركيهاي است . فرزند پدر يا مادر ترك ، تركيهاي است . تابعيت ، مطابق شرايط مقرر در قانون قابل اكتساب است و صرفاً در موارد مذكور در قانون از بين مىرود .
سلب تابعيت هيچ تركيهاي بدون انجام عملى كه با پاي بندى به وطن ناسازگار باشد ، ممكن نيست . براى اعتراض به قرار سلب تابعيت مىتوان به محكمه مراجعه كرد .
2 .حق انتخاب ، انتخاب شدن و فعاليت سياسى :
اصل 67 . (اصلاح شده به موجب ماده 24 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) شهروندان ترکیه مطابق شرايط مذكور در قانون ، حق انتخاب ، انتخاب شدن ، انجام فعاليت سياسى ، خواه بهطور مستقل و خواه از طريق يك حزب سياسى و نيز مراجعه به آراء عمومى را دارند .
*انتخابات و همهپرسی به صورت آزاد ، برابر ، مخفى ، يكمرحلهاى ، عمومى و شمارش آشكار و تحت مديريت و نظارت قضايى انجام مىگيرد . براى اتباع ترك در كشورهاى خارجى نيز (درباره امكان استفاده از حق رأى) قانون ، تدابير لازم را اتخاذ مىكند . (اصلاحيه مصوب 1995/7/23 مجلس)
*اتباع ترك كه دارای 18 سال تمام باشند ، مىتوانند در انتخابات شركت كنند . اعمال اين حقوق به موجب قانون معين مىشود . (اصلاحيه مصوب 1995/7/23)
*سربازان ساده و درجهدار ، دانشجويان نظامى و محكومان كيفرى ، به جز محكومان جرائم تقصيرى ، حق رأى دادن ندارند . درباره نحوه اخذ آراء افراد در زندانها و بازداشتگاهها ، نهاد عالى انتخابات تدابير لازم را اتخاذ مىكند و كار رأىگيرى را به نيابت از قاضى تحت مديريت و بازرسى خود انجام مىدهد . (اصلاحيه1995/7/23)
* قوانين انتخابات مطابق اصول عدالت و استقرار تنظيم مىشوند . (اصلاحيه مصوب1995/7/23)
اصلاحات انجام شده در قوانين انتخابات ، از تاريخ اعتبار به مدت يك سال درباره انتخابات بعدى ، اعمال نمىشود .
3 . احكام مربوط به احزاب سياسى :
الف . تأسيس حزب ، عضويت در احزاب و استعفا از آنها :
اصل 68 . (اصلاحی در 1995/7/3) ، هموطنان حق ايجاد حزب ، عضويت دراحزاب و استعفا ازآنها را دارند . داشتن 18 سال سن ، براى عضويت در احزاب ضرورى است .
احزاب سياسى ، از عناصر غيرقابل گذشت حيات سياسى دمكراتيك مىباشند .
احزاب سياسى بدون نياز به اخذ اجازه ، تشكيل مىشوند و فعاليت خود را در چهارچوب قانوناساسى و احكام قانونى ادامه مىدهند .
اساسنامهها ، برنامهها و اقدامات احزاب نمىتوانند مغاير با استقلال و حاكميت دولت ، حقوق بشر ، برابرى و قواعد دولت حقوقى ، حاكميت ملت و قواعد جمهوري لائيك و دمكراتيك باشند يا ديكتاتورى طبقه يا گروه و يا دفاع از هر نوع ديكتاتورى و حاكميت آن را هدف نمايند و يا ارتكاب جرم را تشويق کنند .
افرادى ؛ چون قضات ، دادستانها ، اعضاى ديوان محاسبات ، كارمندان ، مأموران دولتى غيركارگرى ، مأموران نيروهاى مسلح و دانشآموزان مدارس نظامى نمىتوانند به عضويت احزاب سياسى در آیند .
اعضا هيأت علمى دانشگاهها مىتوانند مطابق قانون در احزاب سياسى عضويت داشته باشند . شرايط عضويت دانشجويان دانشگاهها نيز طبق قانون معين مىشود .
دولت مىتواند به احزاب سياسى در حد كفاف و به ميزان حقشان كمك مالى نمايد . شرايط مساعدتهاىمالى ، حق عضويت و بخششها مطابق قانونمعين مىشود .
ب . اصول لازمالرعايه احزاب سياسى :
اصل 69 . (اصلاحی در 1995/7/23 و الحاقی به موجب ماده 25 اصلاحيه شماره 4709مورخ 2001/10/3 مجلس) فعاليتهاى احزاب سياسى و ترتيبات و اقدامات داخلى آنها منطبق با اصول دمكراسى است . نحوه اجراى اصول مذكور مطابق قانون معين مىشود . درآمدها و مخارج احزاب سياسى بايد متناسب با اهداف آنها باشد . اعمال آن طبق قانون معين مىشود . رسيدگى به محور فوق بهعهده دادگاه قانوناساسى است . اين دادگاه در رسيدگى خود از ديوان محاسبات نيز كمك مىگيرد . رأى محكمه قطعى است .
تعطيلى احزاب سياسى به رأى قطعى دادگاه قانوناساسى بستگى دارد . اين رسيدگى منوط به اقامه دعوى دادستان ديوانعالى جمهوري عليه احزاب است .
دادگاه قانوناساسى ، در صورتى نسبت به تعطيلى يك حزب سياسى تصميم مىگيرد كه اقدامات آن حزب با احكام بند 4 اصل 68 مغايرت داشته باشد و اين اقدامات به صورت كانونی درآمده باشد . اعمال حزب درصورتى كانون اقدامات مغاير با اصل فوق محسوب مىشوند كه اعضاى آن اين اقدمات را بهطور وسيع مرتكب شده باشند و اين اقدامات به طور ضمنى يا آشكار مورد قبول كنگره بزرگ يا دبيركل يا تصميم مركز يا تشكيلات مديريتى يا مجمع عمومى نمايندگان گروه در مجلس و يا مجمع مديران گروه حزب مذكور باشد و يا ارتكاب اين اعمال با تصميم مستقيم تشكيلات آن حزب انجام شود .
دادگاه قانوناساسى مىتواند به جاى تعطيلى حزبی كه مرتكب يكى از اعمال مذكور در بندهاى فوق شده است ، باتوجه به ميزان جرم ، نسبت به محروميت جزئى يا كامل آن حزب از كمكهاى دولت تصميم بگيرد .
حزبى كه اساساً تعطيل شده نمىتواند تحت عنوان ديگرى ، حزب جديدى تأسيس كند . مؤسس و اعضاى حزبى كه به خاطر اظهارت يا فعاليتهاى آنان تعطيل شده و حكم دادگاه قانوناساسى نيز درمورد آن حزب در روزنامه رسمى انتشار یافتهاست ، نمىتوانند از تاريخ انتشار به مدت پنج سال مؤسس ، عضو ، مدير يا بازرس حزب ديگرى باشند .
دريافت كمك از كشورهاى بيگانه ، نهادهاى بينالمللى و اتباع حقيقى و حقوقى غير تركيهاي از موجبات تعطيلى اساسى احزاب مىباشد .
تأسيس ، فعاليت ، بازرسى و تعطيلى احزاب سياسى و يا محروميت آنان از تمام يا بخشى از كمكهاى دولت و نيز هزينهها و مقررات انتخاباتى احزاب و نامزدهاى آنان در چارچوب موازين فوق ، مطابق قانون معين مىشود .
4 . حق ورود به خدمات دولتى :
الف . ورود به خدمت :
اصل 70 . هر تركيهاي حق ورود به خدمات دولتى را دارد . در استخدام ( شهروندان ) بجز ويژگيهاى لازم برای شغل ، به امر ديگرى توجه نمىشود .
ب . اعلام دارای يى :
اصل 71 . اعلام دارايى افراد مشغول به خدمات دولتى و تكرار آن در طول خدمت ، طبق قانون معين مىشود . مستخدمان نهاد های تقنينى و اجرايى از اعلام فوق مستثنا نیستند .
5 . خدمت به وطن :
اصل 72 . خدمت به وطن هم حق و هم تكليف هر تركيهاي است . نحوه انجام اين خدمت در نيروهاى مسلح يا بخش دولتى طبق قانون معين مىشود .
6 . پرداخت ماليات :
اصل 73 . هركس به منظور مشاركت در هزينههاى عمومى (دولتى) ، باتوجه به توان مالى خود ، مكلف به پرداخت ماليات مىباشد .
توزيع متعادل و عادلانه بار (تعهد) ماليات ، هدف اجتماعى سياست مالياتى است .
ماليات ، عوارض ، هزينهها و تكاليف مالى مانند آنها طبق قانون وضع ، اصلاح و يا حذف مىشود .
ايجاد تغيير در ميزان معافيتها و استثناها و تخفيفهاى ماليات و عوارض و هزينهها و مانند آن ، در چارچوب حداقل و حداكثر ذكر شده در قانون ، در صلاحيت هیئت وزیران است .
7 . حق درخواست يا شكايت كتبى :
اصل 74 . (اصلاح شده به موجب ماده 26 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) شهروندان ترکیه و افراد مقيم آن به شرط رفتار متقابل كشورشان ، درباره درخواستها و شكايتهاى مربوط به خود يا عموم ، حق مراجعه كتبى به مقامات صلاحيتدار يا مجلس را دارند .
نتيجه مراجعه مربوط به خود ، بدون تأخير به صورت كتبى به صاحبان درخواست اعلام مىشود . چگونگى اجراى اين حق مطابق قانون معين میگردد .
فصل سوم : نهادهاى اصلى جمهوريت
بخش اول : قوه مقننه
1 . مجلس كبير ملت تركيه :
الف . تشكيل :
اصل 75 . (اصلاحی در 1995/7/23) مجلس كبير تركيه با رأى عمومى و با حضور 600 نفر از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مىيابد .
ب . شرايط انتخاب شدن براى نمايندگى :
اصل 76 . (اصلاحی در :13/10/2006-1/5551) هر شخص ترک که هجده سال خود را تمام کرده باشد میتواند بهعنوان نماینده مجلس انتخاب شود .
(اصلاحی در :27/12/2002-1/4777) اشخاص ذیل نمیتوانند بهعنوان نماینده مجلس انتخاب شوند : افراد فاقد حداقل مدرک تحصیلی ابتدایی ، محجورین ، کسانی که خدمت نظام وظیفه را انجام نداده اند ، محکومان به یک سال یا بیشتر زندان و مجازات با اعمال شاقه بجز مجازاتهای تقصیری ، مرتکبان جرائم ذمه ، اختلاس ، ارتکاب خلاف ، رشوه ، سرقت ، جعل ، کلاهبرداری ، سوءاستفاده از عقیده ، ورشکسته به تقصیر و نظیر آنها ، مرتکبان قاچاق ، فساد در مزایدهها و مناقصات رسمی و دادو ستدها ، افشای اسرار دولتی ، شرکت در عملیات ترور و محکومان به تحریک و تشویق یکی از این نوع اقدامات مجرمانه ، هرچند که مشمول عفو شوند .
علاوه بر این قضات و دادستانها ، شاغلان نهادهای عالی قضایی ، اعضای هیئت علمی شاغل در نهادهای سازمان آموزش عالی ، اعضای سازمان آموزش عالی ، کارکنان ادارات دولتی و سایر مأمورانی که در خدمات غیرکارگری مشغولاند و شاغلان قوای مسلح ، نمیتوانند بدون کنارهگیری از شغل خود برای نمایندگی در مجلس نامزد و بهعنوان نماینده انتخاب شوند .
ج . انتخابات مجلس و ریاستجمهوری
اصل 77 . انتخابات مجلس و ریاستجمهوری در هر پنج سال به طور همزمان برگزار میشود . نمایندهای که مدت خدمتش به اتمام رسیده ، میتواند دوباره انتخاب شود . در انتخابات ریاستجمهوری ، در صورت عدم کسب حد نصاب لازم در دور اول ، طبق اصل 101 برای بار دوم رأیگیری به عمل میآید .
د . تأخير در انتخابات مجلس و انتخابات مياندورهاى :
اصل 78 . در صورت عدم امكان برگزارى انتخابات مجلس به دليل وقوع جنگ ، مجلس مىتواند انجام آنرا تا يك سال به تأخير اندازد .
در صورت مرتفع نشدن مانع (جنگ) ، تعويق انتخابات قابل تجديد است . چنانچه از تعداد نمايندگان كاسته شود ، انتخابات مياندورهاى مجلس برگزار مىشود . انتخابات مياندورهاى در هر دوره نمايندگى فقط يكبار انجام مىشود . برگزارى آن پيش از گذشت سى ماه از انتخابات عمومى ممكن نيست ؛ اما چنانچه 5 درصد از تعداد نمايندگان كاهش يابد ، انتخابات مياندورهاى ظرف سه ماه برگزار مىشود .
چنانچه به انتخابات عمومى آينده مجلس فقط يك سال باقى مانده باشد ، انتخابات برگزار نمی شود .
( الحاقی در :27/12/2002-2/4777) غیراز شرایط مذکور ، در صورت عدم حضور نماینده یک استان و حوزه انتخابی او در مجلس ملت بزرگ ترکیه ، پس از 90 روز از تاریخ خالی شدن صندلی وی ، در اولین یکشنبه انتخابات میاندورهای برگزار میشود . با اجرای این بند ، حکم بند سه اصل 127قانون اساسی در انتخابات اجرا نمیشود .
ه . مديريت و نظارت انتخابات عمومى :
اصل 79 . انتخابات تحت مديريت و نظارت تشكيلات قضائى انجام مى گیرد .
از زمان شروع کار تا پايان انتخابات ، انجام كليه امور مربوط به صحت و مديريت انتخابات ، بررسى و اتخاذ تصميم درباره اعتراضات ، شكايات و اقدامات خلاف در جريان انتخابات و بعد از آن و قبول صورتجلسه انتخابات نمايندگان مجلس كبير تركيه از وظايف نهاد عالى انتخابات است . مراجعه به مرجع ديگر جهت اعتراض عليه تصميمات نهاد فوق ممكن نيست .
وظايف و صلاحيتهاى نهاد عالى انتخابات و تشكيلات انتخاباتى ديگر طبق قانون معين مىشود . نهاد عالى انتخابات از هفت عضو اصلى و چهار عضو فرعى تشكيل مىشود . شش نفر از اعضاى آن از ميان اعضاى ديوانعالى كشور و پنج نفر آن از ميان اعضاى شوراى دولتى با اكثرت مطلق و به صورت مخفى برگزیده مىشوند . افراد منتخب از ميان خود يك نفر را بهعنوان رئيس و ديگرى را بهعنوان معاون انتخاب مىكنند .
و . احكام مربوط به نمايندگى :
1 . نمايندگى ملت :
اصل 80 . اعضاى مجلس كبير تركيه ، نماينده (صرف) حوزه انتخابيه خود يا رأىدهندگان بهآنان نيستند ، بلكه نمايندگى كل ملت را دارا مىباشند .
2 . ياد كردن سوگند :
اصل 81 . نمايندگان مجلس تركيه با شروع کار به كار به شكل زیر سوگند ياد مىكنند :
براى حمايتم از هویت دولت و استقلال آن ، تماميت ملت و دولت ، حاكميت بدون قيد و شرط ملت ، براى وفادار ماندنم به برترى حقوق ، جمهوري دمكراتيك ، لائيك و اصول و انقلاب آتاترك ، براى عدم غفلتم از توجه به آرامش و رفاه جامعه ، همبستگى ملى و برخوردارى همه آحاد ملت از حقوق انسانى و آزاديهاى اساسى عادلانه و قانوناساسى ، در مقابل مجلس كبير تركيه به ناموس و شرفم سوگند ياد مىكنم .
3 . امور مغاير با نمايندگى :
اصل 82 . نمايندگان مجلس نمىتوانند در نهادها و سازمانهاى دولتى و شخصيتهاىحقوقى دولتى و تشكيلات وابسته ، مؤسسات و شركتهايى كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم با مشاركت دولت اداره مىشوند ، انجمنها و بنيادهايى كه با استفاده از یارانهها و معافيتهاى مالياتى دولت براى منافع عمومى فعاليت مىكنند و سنديكاها و مؤسسات يا بخشهاى عالى و مديريتى و نظارتى آنها كه بهنحوى ويژگيهاى دولتى را دارا باشند ، مسئوليتى را عهدهدار شوند .
همچنين ، نمايندگان مجلس نمىتوانند در قوه مجريه (بهطور رسمى يا خصوصى) درباره هر اقدامى كه مربوط به پيشنهاد ، انتصاب و تصويب امرى باشد كارى را بهعهده بگيرند .
قبول يك وظيفه موقتى درباره يك مسئله مشخص كه از سوى هیئت وزیران پيشنهاد شده باشد به شرط سپرى شدن 6 ماه از آغاز نمايندگى ، بهتصميم مجلس بستگى دارد . ساير امور مغاير با نمايندگى طبق قانون مشخص مىشود .
4 . مصونيت نمايندگان :
اصل 83 . نمايندگان مجلس در قبال فعاليتهاى خود در مجلس كه در زمینه رأى دادن ، سخنرانى و طرح نظراتشان باشد و همچنين درباره اعلام مطالب فوق در خارج از مجلس به شرطى كه به پيشنهاد هيأت رئيسه صورت گرفته باشد از مصونيت برخوردارند .
نماينده مجلس را به خاطر ارتكاب جرم در زمان قبل از انتخابات يا بعد از آن بدون تصميم مجلس نمىتوان مورد تعقيب ، دستگيری ، بازداشت ، بازپرسى و محاكمه قرار داد . اما چنانچه نمايندهاى مرتكب جرم مشهود شده و استنطاق او قبل از انتخابات شده باشد ، مصونيت وى شامل موارد مصرح در اصل 14 قانوناساسى نخواهد بود . اما دراين صورت مقام صلاحيتدار ، وضعيت را فوراً و بهطور مستقيم بهاطلاع مجلس خواهد رساند .
اجراى حكم كيفرى درباره يك نماينده مجلس ، در صورتى كه محكوميت وى قبل يا بعد از انتخابات صادر شده باشد ، موكول به پايان دوره نمايندگى اوست . در دوره نمايندگى مرور زمان اعمال نمىشود .
استنطاق و محاكمه نمايندهاى كه دوباره به نمايندگى انتخاب شده است ، بهوضع مصونيت تازه وى از سوى مجلس بستگى دارد .
گروههاى احزاب سياسى مجلس نمىتوانند درباره مصونيت نمايندگان مذاكره كرده ، تصميم بگيرند .
5 . سقوط نمايندگى :
اصل 84 . (اصلاحی در 1995/7/23) سقوط نمايندگى وكيل مستعفى ، بعد از اعلام اعتبار استعفاى او از سوى هيأت رئيسه مجلس ، در جلسه عمومى مجلس مورد تصويب قرار مىگيرد .
درباره ادامه يا سقوط نمايندگى يك وكيل به دنبال رأى قطعى دادگاه ، در جلسه عمومى مجلس بررسى و تصميمگيرى مىشود .
باتوجه به اصل 84 ، چنانچه نمايندهاى به كارى كه مغاير با وظايف نمايندگىاش باشد اصرار ورزد ، در اين صورت مجلس راجع به سقوط نمايندگى وى ، بعد از ملاحظه و بررسى گزارش كميسيون صلاحيتدار با رأى مخفى تصميمگيرى می کند .
مجلس درباره سقوط نمايندگى وكيلى كه در ظرف يك ماه به مدت پنج روز و بدون عذر موجه در جلسات مجلس حضور نيابد ، با اعلام هيأت رئيسه ، در جلسه عمومى رسيدگى كرده و با اكثريت مطلق آراء تصميمگيرى می کند .
اعتبار نمايندگى وكيلى كه حزب وى با رأى قطعى دادگاه قانوناساسى تعطيل شده باشد ، بعد از انتشار حكم دادگاه در روزنامه رسمى پايان مىپذيرد . رياست مجلس مفاد قرار را بدون وقفه به اجرا گذاشته و به مجمع عمومى مجلس اطلاع مىدهد .
6 . درخواست ابطال :
اصل 85 . (اصلاحی در 5991/7/32) درباره رفع مصونيت يا سقوط نمايندگى(در صورت صدور رأى مطابق بندهاى 1 ، 3 و 4 اصل 48 ق .ا .ت) ، نماينده مربوط يا هر نماينده ديگر مىتواند تا يك هفته از تاريخ تصميمگيرى مجلس به دادگاه قانوناساسى مراجعه كرده و درباره مغايرت حكم با قانوناساسى ، قانون عادى يا آييننامه داخلى مجلس اعتراض نمايد .
دادگاه قانوناساسى ظرف 51 روز درباره دادخواست ابطال رأى قرار قطعى خود را اعلام می کند .
7 . حقوق و هزینه راه نمايندگان :
اصل 86 . (اصلاح شده به موجب ماده 27 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/11/21مجلس) امور مربوط به حقوق ، هزينه حمل و نقل و بازنشستگى نمايندگان مجلس مطابق قانون معين مىشود . حقوق ماهانه نمايندگان از حداكثر دريافتى بالاترين مأمور دولت و هزینه حمل ونقل آنان از حداكثر نصف حقوق ماهانهشان تجاوز نخواهد كرد .
امور مربوط به بازنشستگى نمايندگان مجلس با صندوق بازنشستگى جمهورى تركيه است . ارتباط نمايندگانى كه عضويت آنان در مجلس منقضى شده ، در صورت درخواست ، با صندوق مذكور ادامه مىيابد .
حقوق و هزینه حمل و نقل نمايندگان ، مستلزم قطع حقوق ماهانه بازنشستگى كه از طرف صندوق بازنشستگى برقرار می شود و پرداختهاى مانند آن نيست .
حقوق و هزینه حمل و نقل نمايندگان حداكثر از سه ماه قبل قابل پرداخت است .
2 . وظايف و صلاحیتهای مجلس کبیر ترکیه :
الف . كليات :
اصل 87- وظایف و اختیارات مجلس عبارتند از : وضع قانون ، اصلاح و لغو ؛ تحلیل و تصویب لوایح قانونی بودجه و حساب قطعی ، تصمیمگیری در زمینه انتشار پول و اعلان جنگ ؛ تصویب معاهدات بین المللی ، تصمیمگیری درباره اعلان عفو عمومی و خصوصی با رأی سه چهارم کل اعضای مجلس و اعمال اختیارات پیشبینی شده در سایر اصول قانون اساسی و انجام تکالیف خود از وظایف و اختیارات مجلس است .
ب . پيشنهاد قوانين و بررسى آنها :
اصل 88 . پيشنهاد قانون با هیئت وزیران و نمايندگان مجلس است . بررسى لوايح و پيشنهادهاى قانونى طبق آييننامههاى داخلى مجلس انجام مىشود .
ج . انتشار قوانين :
اصل 89 . (اصلاح شده به موجب ماده 29 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) رئيسجمهور ، مصوبات مجلس را ظرف پانزده روز از تاريخ تصويب منتشر مىكند . چنانچه رئيسجمهور ، انتشار تمام يا بخشى از قانونى را مناسب نبيند ، مىتواند براى بررسى مجدد آن با ذكر دلايل و در ظرف مدت مذكور به مجلس اعاده نمايد .
مجلس مىتواند ، فقط آن بخش از قانون را كه مناسب نظر رئيسجمهور نيست ، مجدداً بررسى كند ؛ قوانين مربوط به بودجه تابع اين حكم نيست .
چنانچه قانون اعاده شده به همان صورت اولى مورد تصويب مجدد مجلس برسد ، رئيسجمهور نسبت به انتشار آن اقدام مىكند . اما درصورتىكه مجلس در قانون اعاده شده اصلاحاتى را به عمل آورد ، رئيسجمهور مىتواند مجدداً نسبت به اعاده آن اقدام كند .
احكام مربوط به تغييرات قانوناساسى به قوت خود باقى هستند .
د . تأييد معاهدات بينالمللى :
اصل 90 . تصويب موافقتنامههاى جمهورى تركيه با ساير كشورها و معاهدات بينالمللى با مجلس آن كشور مىباشد ، مبادله نامههاى يكساله اقتصادى ، تجارى و فنى از زمان انتشار به مرحله اجرا گذاشته مىشود مشروط بر اينكه از لحاظ مالى تعهدى براى دولت ايجاد نكند و متعرض احوال شخصيه و حقوق مالى تركها در كشورهاى بيگانه نباشد . اين نوع مبادلهنامه ، ظرف دو ماه از تاريخ انتشار به اطلاع مجلس رسانده مىشود .
مبادلهنامههاى اجرايى مربوط به يك معاهده بينالمللى و مبادلات اقتصادى و تجارى ، فنى و ادارى انجام شده مطابق با صلاحيت تفويض شده از سوى قانون نيازمند تأييد مجلس نمىباشند . اما مبادلهنامههاى اقتصادى ، تجارى و يا تفاهمنامههايى كه با حقوق اشخاص حقيقى مرتبط هستند ، بدون انتشار قابل اجرا نمىباشند .
درباره هر نوع مبادلهنامهاى كه متضمن تغيير در قوانين تركيه باشد ، حكم بند يك اين اصل اعمال مىگردد . مطابق اصول ، معاهدات بينالمللى مورد اجرا در حكم قانون تلقى مىشوند . درباره اين نوع معاهدات نمىتوان با ادعاى مباينت آنها با قانوناساسىبه محكمه قانوناساسى مراجعه كرد .
( الحاقی در :7/5/2004-7/5170) طبق قاعده ، در صورت مغایرت احکام قوانین عادی با معاهدات بینالمللی در محور واحدی از حقوق و آزادیهای اساسی مورد اجرا ، احکام معاهدات بینالمللی حاکم میشود .
ه . تفويض صلاحيت صدور تصويبنامه در حكم قانون :
اصل 91 . (حذف شد : 21/1/2017- 6771/16 md )
در قانون تفويض اختيار مجلس ، اهداف ، شمول ، اصول و زمان اجرا تصويبنامههاى در حكم قانون و اينكه در زمان اجرا بيش از يك تصويبنامه صادر خواهد شد يا نه مشخص خواهد گرديد .
استعفا يا سقوط هيأت دولت و يا اتمام دوره مجلس موجب پايان يافتن اعتبار اختيارى كه براى مدت مشخص تفويض گرديده نمىشود .
مجلس در جريان تصويب مصوبه هيأتوزيران و قبل از اتمام دوره خود ، پايان يافتن اعتبار اختيارت فويضشده و يا ادامه آن تا زمان اتمام دوره را نيز مشخص مىسازد .
احكام مربوط به صدور تصويبنامهها كه در حالات حكومت نظامى و وضعيت فوقالعاده توسط هيأتدولت به رياست رئيسجمهور صادر مىگردد ، محفوظ (معتبر) هستند .
تصويبنامههاى در حكم قانون هیئت وزیران از تاريخ انتشار در روزنامه رسمى به مرحله اجرا گذاشته مىشوند . اما چنانچه زمان اجراى تصويبنامهها تأیید شده باشد ، از تاريخ تعيينشده به اجرا گذاشته مىشوند . مصوبات مذكور در روز انتشار به مجلس تقديم مىگردند .
قوانين تفويض اختيار و تصويبنامههاى در حكم قانون ، با قيد فوريت در كميسيونها و جلسات عمومى مجلس مورد بررسى قرار مىگيرند .
تصويبنامههايى كه در روز انتشار به مجلس تقديم شوند ، از طرف مجلس مردود و از تاريخ انتشار در روزنامه رسمى اعتبار قانونى خود را از دست مىدهند . اصلاحات انجامشده در تصويبنامههاى در حكم قانون از تاريخ انتشار در روزنامه رسمى وارد مرحله اجرا مىشوند .
و . اعلان حالت جنگ و اجازه بهكارگيرى نيروى مسلح :
اصل 92 . به استثناى مواردى كه تركيه به حكم عضويتش در معاهدات بينالمللى يا رعايت اصول نزاكت بينالمللى وارد جنگى مىشود ، دادن اجازه اعلان حالت جنگ در شرايطى كه از لحاظ حقوق بينالملل مابتدا شمرده مىشود و نيز اعزام نيروهاى مسلح به كشورهاى بيگانه يا پذيرش نيروهاى مسلح كشورهاى ديگر در داخل تركيه در صلاحيت مجلس مىباشد .
چنانچه مجلس تعطيل بوده يا جلسه بعدى با فاصله تشكيل شود و در آن زمان كشور با حمله نظامى ناگهانى مواجه شود و بهكارگيرى فورى نيروهاى مسلح (در شرايط فوق) ضرورى باشد در اينصورت رئيسجمهور نسبت به استفاده از نيروهاى مسلح تصميم مىگيرد .
3 . احكام مربوط به فعاليتهاى مجلس كبير تركيه :
الف . تشكيل جلسه و تعطيلات مجلس :
اصل 93 . (اصلاحی در 1995/7/23) مجلس تركيه هر سال از اول اكتبر شروع کار بهكار می کند .
مجلس در يك سال قانونگذاری نمىتواند بيش از سه ماه تعطيل كند ، رئيسجمهور مىتواند بهطور مستقيم يا به درخواست هيأت دولت اعضاى مجلس را كه در تعطيلى هستند یا در فواصل بین جلسات قرار دارند ، دعوت به اجتماع نمايد .
رئيس مجلس نيز به طور مستقيم يا به درخواست كتبى 15 عضو مىتواند مجلس را دعوت به تشكيل جلسه نمايد .
مجلسى كه در شرايط تعطيلى يا فاصله بین جلسات تشكيل شده است ، نمىتواند قبل از رسيدگى به مبحثىكه نشست مجلس به خاطر آن بوده ، نسبت به ادامه تعطيلى يا فاصله بین جلسات اقدام نمايد .
ب . هيأت رئيسه مجلس :
اصل 94 . (اصلاح شده به موجب ماده 30 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هيأت رئيسه مجلس از رئيس مجلس ، نايبرئيس مجلس ، منشيان و كارپردازان تشكيل مىگردد .
انتخاب هيأت رئيسه مجلس با توجه به تعداد اعضاى گروههاى احزاب سياسى كه در مجلس هستند انجام مىپذيرد .
گروههاى احزاب سياسى نمىتوانند براى رياست مجلس نامزد معرفى نمايند . براى انتخاب اعضاى هيأترئيسه مجلس در طول يكدوره قانونگذاری دو بار رأىگيرى انجام مىپذيرد . مدت دوره اولين منتخبان هيأترئيسه دو سال و دومين دوره آن سه سال است .
نامزدهاى رياست مجلس ظرف 5 روز از زمان تشكيل مجلس به هيأت رئيسه مجلس معرفى مىشوند . رأىگيرى به صورت مخفى انجام مىشود . نامزدها براى انتخاب شدن بهعنوان رئيس مجلس بايد در دو دور رأىگيرى دو سوم آراء و در دوره سوم اكثريت مطلقآراء نمايندگان را كسب نمايند . چنانچه در دور سوم رأىگيرى نيز نامزدهای رياست مجلس حائز اكثريت مطلق آراء نگردند ، براى دو نفر از افرادى كه در دوره مذكور بيشترين آراء را كسب كردهاند ، در دوره چهارم رأىگيرى به عمل مىآيد . نامزدى كه بيشترين آراء را كسب کند بهعنوان رئيس انتخاب مىشود . انتخاب رئيس از زمان پايان مهلت نامزدى ظرف 10 روز انجام مىشود .
تعداد نايبرئيسان ، منشيان و كارپردازان ، حد نصاب انتخاب شدن ، تعداد رأىگيرى و مقررات برگزیدن طبق آييننامه داخلى مجلس مشخص مىشود .
رئيس و نايبرئيسان مجلس نمىتوانند در فعاليتها و مباحثات حزب سياسى خود يا گروههاى حزبى ديگر در داخل يا خارج از مجلس به جز در موردى كه وظيفه شغلى اقتضا كند شركت نمايند . رئيس مجلس و نايبرئيس مجلس در زمان رياست جلسه نمىتوانند رأى بدهند .
ج . آييننامه داخلى ، گروههاى حزبى سياسى و امور امنيتى :
اصل 95 . مجلس طبق مقررات آييننامه داخلی به فعاليتهاى خود ادامه مىدهد .
در آييننامه داخلى مجلس ميزان مشاركت احزاب سياسى در تمامى فعاليتهاى مجلس به نسبت تعداد اعضاى آنها مشخص مىشود . احزاب سياسى حداقل بايد 02عضو داشته باشند .
امور امنيتى و ادارى كليه بناها ، تأسيسات و فروعات آنها و نيز آراء ضى مجلس تحتنظر رياست مجلس تنظيم و به مرحله اجرا گذاشته شود . براى انجام امور امنيتى و انتظامى ، تعداد كافى نيرو در اختيار رياست مجلس قرار مىگيرد .
د . تشكيل جلسه مجلس و حد نصاب لازم براى تصويب قوانين :
اصل 96 . چنانچه در قانوناساسى حكم ديگرى نباشد ، جلسات مجلس با حضور حداقل یک سوم كل نمايندگان تشكيل مىگردد . تصويب لوايح و طرحها با اكثريت مطلق آراء صورت مىپذيرد . اما مصوبات مجلس به هيچوجه با كمتر از یک چهارم رأی كل نمايندگان به اضافه يك رأى صورت قانونى پيدا نمىكند . هر يك از اعضاى هیئت وزیران ، چنانچه در جلسات مجلس شركت کنند، مىتوانند حق رأى خود را به وزير ديگرى تفويض نمايند ، اما در هر حال يك وزير نمىتواند با رأى خود بيش از دو رأى داشته باشد .
ه . علنى بودن جلسات مجلس و انتشار آنها :
اصل 97 . جلسات عمومى مجلس علنى است و (مذاکرات آن) در مجله توتاناك (Tutanak dergisi ) به طور كامل منتشر مىگردد .
مجلس مطابق احكام آييننامه داخلى خود مىتواند جلسات غيرعلنى نيز داشته باشد . انتشار مطالب مطرح شده در اين جلسات به نظر مجلس بستگى دارد . انتشار نظرات علنى ابراز شده در مجلس در صورتى كه منجر به تصميمگيرى نشود ، به پيشنهاد هيأت رئيسه مجلس به هر صورت ممكن آزاد است .
4 .راههاى كسب اطلاع و بازرسى مجلس :
الف . كليات :
اصل 98- مجلس بزرگ ترکیه از حق تحقیق ، جلسه عمومی ، استیضاح وکسب اطلاع از طرق مکتوب و بازرسی برخوردار است . تحقیق مجلس عبارت از جستجو برای کسب اطلاع در مبحث معین است . جلسه عمومی عبارت از ارزیابی فعالیتهای جامعه و دولت در نشست عمومی است . استیضاح مجلس عبارت از استیضاح معاونان رئیسجمهور و وزیران بر پایه بندهای 5 و 6 اصل 106 قانون اساسی است . سؤال مکتوب عبارت از ارسال سؤال به معاونان رئیسجمهور و وزیران به قید اعلام پاسخ آنان حداکثر ظرف 15 روز به صورت مکتوب است . تحقیق مجلس ، نشست عمومی و طرحهای سؤال به صورت مکتوب است که با رعایت اصول تحقیق ، مطابق آییننامه داخلی مجلس به صورت شکلی ، محتوایی و فراگیر صورت میگیرد .
ب . استيضاح :
اصل 99 . (حذف شد : 21/1/2017- 6771/16 md )
ج . سؤال مجلس از نخستوزير يا وزيران :
اصل 100 . به پيشنهاد حداقل يكدهم كل نمايندگان ، مىتوان درباره نخستوزير يا هر يك از وزيران سؤال نمود . مجلس اين درخواست را حداكثر ظرف يك ماه بررسى و اعلام نظر می کند . درصورت تصويب درخواست مذكور ، سؤال از طريق يك كميسيون پانزده نفرهكه از ميان سه برابر نامزدهاى كميسيون و با توجه به نسبت اقتدار حزاب موجود در مجلس برگزيده مىشوند ، انجام مىشود . كميسيون گزارش خود را درباره نتيجه سؤال ظرف دو ماه به مجلس تقديم می کند .
چنانچه كميسيون گزارش خود را در مدت مذكور تقديم نکند ، مجلس فقط براى يكبار ، دو ماه ديگر به كميسيون مهلت مىدهد .
گزارش بايد در اين مدت به رئيس مجلس تسليم شود . گزارش از تاريخ تسليم به رئيس مجلس ، ظرف 10 روز توزيع مىشود و از تاريخ توزيع ، در مدت 10 روز بررسى مىشود و در صورت لزوم مبحث را به محكمه عالى (محكمه ويژه رسيدگى به تخلفات مقامات ارشد كشور) مىفرستد . تصميم به ارسال گزارش به محكمه عالى نيازمند اكثريت مطلق آراء مخفى نمايندگان است .
گروههاى حزبى مجلس نمىتوانند درباره سؤال مطرح در مجلس مذاكره كرده و يا اتخاذ تصميم كنند .
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با قانون اساسی ترکیه بررسی شده است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به مجلس در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره قانون در متن مقاله بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: میلاد مرادی